برای تو...

post

بـــار الها

تـــو نادیده می ‌گیری

مــــن هم نادیده می گیرم

                      تـــو خطاهایـم را



                                  مـــن عطاهایـت را...

 

[ دوشنبه 16 مرداد 1391 ] [ 17:47 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(3) ]

post

دانشجویی به استادش گفت:

استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم ان را عبادت نمی کنم.

استاد به انتهای کلاس رفت و به ان دانشجو گفت : ایا مرا می بینی؟

دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.

استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید !

[ دوشنبه 16 مرداد 1391 ] [ 17:44 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(3) ]

خداااااا

 

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،
سفری بی همراه،
گم شدن تا ته تنهایی محض،
یار تنهایی من با من گفت:
هر کجا لرزیدی،
از سفرترسیدی،
تو بگو، از ته دل
من خدا را دارم...
[ دوشنبه 16 مرداد 1391 ] [ 17:42 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(2) ]

post

انسان هم ميتواند دايره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست! تا ابد دور خودتان بچرخيد يا تا بينهايت ادامه بدهيد.

هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمیکند. رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند، درختان میوه خود را نمی خورند، خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند، ماه، در ماه عسل شرکت نمیکند. گل، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد نتیجه: زندگی برای دیگران، قانون طبیعت است . . .
[ دوشنبه 09 مرداد 1391 ] [ 14:40 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(0) ]

داستان كوتاه

دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد. دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفي روي شن نوشت: « امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد».
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند.
ناگهان دوست سيلي خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روي سنگ نوشت:« امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد .»
دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:« چرا وقتي سيلي ات زدم ،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتي دوستي تو را ناراحت مي كند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند. ولي وقتي به تو خوبي مي كند بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي آن را پاك نكند.»


روزي يك مرد ثروتمند، پسر بچه كوچكش را به يك ده برد تا به او نشان دهد مردمي كه در آنجا زندگي مي كنند چقدر فقير هستند. آنها يك روز و يك شب را در خانه محقر يك روستايي به سر بردند.
در راه بازگشت و در پايان سفر، مرد از پسرش پرسيد: «نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟»
پسر پاسخ داد: «عالي بود پدر!»
پدر پرسيد: «آيا به زندگي آنها توجه كردي؟»
پسر پاسخ داد: «فكر مي كنم!»
پدر پرسيد: «چه چيزي از اين سفر ياد گرفتي؟»
پسر كمي انديشيد و بعد به آرامي گفت: «فهميدم كه ما در خانه يك سگ داريم و آنها چهار تا. ما در حياطمان فانوسهاي تزئيني داريم و آنها ستارگان را دارند. حياط ما به ديوارهايش محدود مي شود اما باغ آنها بي انتهاست!»
در پايان حرفهاي پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر اضافه كرد: «متشكرم پدر كه به من نشان دادي ما واقعا چقدر فقير هستيم!»


[ دوشنبه 09 مرداد 1391 ] [ 14:36 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(2) ]

تا حالا دقت كردين كه...

 دقت كردين وقتي موبايلت زنگ ميخوره همه گوش هاشون تيز تيز ميشه، وقتي تلفن خونه زنگ بخوره همه خودشون رو ميزنن به كر بودن...


دقت كردين نشده يه بار اين جعبه دستمال كاغذي رو باز كنيم، برگ اولش درست مثل بچه آدم بياد بيرون؟!


دقت كردين اين روزها اگر ده تا سنگگ بخري، ملت يه جوري نگاه ميكنن انگار پرادو سوار شدي!


دقت كردين هميشه وقتي حوله رو تو حموم ميخواي برداري يكي از لباسات ميفته رو زمين خيس ميشه؟!


 دقت كردين  دوساعت درس ميخوني ساعتو نگاه ميكني ميبيني نيم ساعت گذشته! نيم ساعت مياي پاي كامپيوترساعتو نگاه ميكني ميبيني دو ساعت گذشته!


دقت كردين تا مترو مي ايسته همه عين دونده ها ميدون به سمت پله ها بعد كه ميرسن بالا قدم ميزنن!


دقت كردين هيچ لذتي مثل اين نيست كه دو روز تخمه خورده باشي، امروز يكي اش رو روي فرش پيدا كني


دقت كردي وقتي حوصله ات سر ميره، اولين جايي كه ميري سر يخچاله؟!


دقت كردي وقتي داري فيلم ميبيني هر چي داري آشغال به نظر مياد، حالا ميخواي هاردو خالي كني همش خوب ميشه!


دقت كردين تعداد خواننده هاي ايران از شنونده ها داره بيشتر ميشه؟


دقت كردين اون تفريحاتي كه تو فرجه امتحان ها به ذهن آدم ميرسه تو تابستون به ذهنش نميرسه!


  دقت كردين بيشتر مواقع احساس ميكنيم گوشيم زنگ خورده بعد كه نگاه ميكنيم ميبينيم يه توهم ويبره اي بيش نبوده؟!

 

 

 


 


[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 17:09 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(1) ]

post

- شما وضعیت تحصیلیتون چیه؟
+ بنده لیسانس دارم.
- شما چطور؟
– بنده فوق لیسانس دارم..
… – و شما؟
— بنده شوق لیسانس دارم…


نقطه؟ چین
خوشه ؟ چین
پاور؟ چین
گل؟ چین
دست ؟ چین
مو؟ چین
عرق؟ چین
ته ؟ چین
دامن ؟ چین چین !
ببین چین تا کجای زندگیمون نفوذ کرده!


استاد میگه چرا سمت راست کلاس همیشه شلوغ تر از سمته چپه !؟
گفتیم چون وایرلس اینور بهتر آنتن میده !
بیچاره استاد دچار یاس فلسفی شد!!


همیشه اولین باری که مامانت صدات میکنه که بری واسه شام/نهار، نرو !!!
این یه توطئه ست، میخوان ازت کار بکشن…!!!


استرسی که ما موقع باز کردن سایت دانشگاه واسه دیدن نمرمون داریم
تروریست القاعده برای عملیات انتحاری نداره !


یکی از سخت ترین کارا اینه که.. به مامان بابات معنی جمله ی حسش نیست رو بفهمونی


کیا یادشون میاد سرمونو میگرفتیم جلو پنگه میگفتیم: آ آ آ آ آ آ آآآآآآآآ آ آ آ آ آ آ ؟؟؟؟؟؟؟؟


دقت کردین قبلاً هر چی موبایل کوچکتر بود با کلاس تر بود،الان هر چی بزرگتر باشه!!!


انواع اسم دختران
خوردنی باشد: مثل عسل
ساعات مختلف روز: مثل پگاه، سپیده، سحر
اسم جک و جونور باشد: اعم از پرنده: مثل پرستو، درنا… حشره: مثل پروانه، چهارپا: مثل غزال
اسم علف باشد: مثل ریحانه، پونه و…
اسم مکان باشد: مثل صحرا، دریا، خاور، ایران
خیس باشد: مثل شبنم، دریا، ساحل، باران.
و کلا هر اسمی تو این مایه ها باشد اسم دختر و در غیر این صورت اسم پسر می باشد

[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 14:53 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(2) ]

نشدیم که نشدیم

ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنن

ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه

بچه مردم هم نشدیم ، ملت ما رو الگوی بچه هاشون قرار بدن

قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم

لاک پشتم نشدیم گشت ارشاد نتونه به لاکمون گیر بده

خربزه هم نشدیم هر کی می خورتمون پای لرزش هم بشینه

موبایل هم نشدیم ، روزی هزار بار نگامون کنی

پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن

چاقو هم نشدیم تا حداقل اینجوری بتونیم تو دل کسی بریم

دریاچه ارومیه هم نشدیم دورمون حلقه انسانی تشکیل بدن

آهنگ هم نشدیم ، دو نفر بهمون گوش کن

مانیتور هم نشدیم ازمون چشم بر ندارن

کیبورد هم نشدیم ملّت به بهانه تایپ یه دستی به سر و کلمون بکشن

کلاه هم نشدیم ملت رو سرگرم کنیم 
 


[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 18:41 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(2) ]

فرهنگ لغت دانشجویی

 

 
التماس برای نمره : اشک کوسه
.
.
سوار شدن به اتوبوس : یورش
.
.
ترم آخر : بوی خوش زندگی
.
.
تسویه حساب : خط پایان
.
.
عمر دانشجو : بر باد رفته
.
.
مسئول خوابگاه : کارآگاه گجت
.
.
قانون پایستگی واحد :واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند
.
.

تقلب چیست؟یک سری اعمال ننگین در صورت این کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبتخوش وخرمی دارد نوع خاصی از هلو برو تو گلو
.
.

شب امتحان شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند شب ر ق ص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو
.
.
 

[ یکشنبه 04 تیر 1391 ] [ 14:40 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(4) ]

post

۳0ثانیه بر روی ستاره قرمز رنگ خیره شوید. سپس روی یک دیوار یا کاغذ سفید نگاه کرده و مرنب پلک بزنید. نتیجه جالب خواهد بود!
 
 


 

[ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 20:11 ] [ delneveshte-72 ] [ ارسال نظر(1) ]